قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / سرگرمی

سرگرمی

ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﻧﺎﺩﺭ ﻫﻢ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ

داستان ضرب المثل

ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﻧﺎﺩﺭ ﻫﻢ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﻛﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ و به آن مغرور هستند ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﯽﺭﻭﺩ.ﺩﺭﺣﺪﻭﺩ ﭼﻨﺪﺻﺪﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺳﻠﺴﻠﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺍﻓﺸﺎﺭﯾﻪ ﺩﺭﺍ ﯾﺮﺍﻥ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻣﯽﻛﺮﺩﻧﺪ. ﺍﯾﻦﺳﻠﺴﻠﻪ ﻧﺎﻣﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﻨﯿﺎﻧﮕﺬﺍﺭ ﺧﻮﺩ ﻧﺎﺩﺭﺷﺎﻩﺍ ﻓﺸﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪﺑﻮﺩ ﻧﺎﺩﺭ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩﯼ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻥﺷﺮﻕﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻛﻢﻛﻢ ﺍﺯ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﻛﺸﻮﺭﮔﺸﺎﯾﯽ ﻛﺮﺩ

ادامه مطلب...

داستان کوتاه مردن از ترس

داستان کوتاه آموزنده

در روزگاران قدیم دو همسایه بودند که همیشه با هم نزاع و دعوا داشتند. یک روز با هم قرار گذاشتند که هر کدام دارویی بسازد و به دیگری بدهد تا یکی بمیرد و دیگری که میماند لااقل در آسایش زندگی کند! برای همین سکه ای به هوا انداختند و شیر و خط کردند که کدام یکی اول سم را بخورد.

ادامه مطلب...

داستان ضرب المثل یک فوت و یک صبر

داستان ضرب المثل

در گذشته مردی تهی دست با خانواده اش زندگی می کرد. مرد آن قدر فقیر بود که به جز نان و مقداری ماست غذای دیگری نداشتند حتی گاهی همان را هم نداشتند و شب ها با شکم گرسنه می خوابیدند. آن ها این گونه روزگار می گذراندند تا اینکه یک روز پسر مرد تهی دست بیمار شد.

ادامه مطلب...

داستان ضرب المثل ﺩﻭ ﺯﺍﺭﻳﺶ ﻛﺞ ﺍﺳﺖ

داستان ضرب المثل

ﺳﻲﭼﻬﻞ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﻛﻪ ﻣﺨﺎﺑﺮﺍﺕ ﮔﺴﺘﺮﺩﮔﻲ ﻭ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﺍﻣﺮﻭﺯﻱ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ، ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ (ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﻭﻗﺎﺕ) ﺍﺯ ﺗﻠﻔﻦ ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻲﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ، ﺳﻜّﻪﻫﺎﻱ ﺩﻭ ﺭﻳﺎﻟﻲ، ﭘﻨﺞﺭﻳﺎﻟﻲ،ﺩﻩ ﺭﻳﺎﻟﻲ ﻭ .. ﺩﺭ ﻗﻠﻚ ﺗﻠﻔﻦ ﻣﻲﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﮔﻮﺷﻲ ﺑﻮﻕ ﺁﺯﺍﺩ ﺑﺰﻧﺪ ﻭ ﺷﺨﺺ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺷﻤﺎﺭﻩﮔﻴﺮﻱ ﻛﻨﺪ و ﺑﺎ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺑﻪ ﮔﻔﺖﻭﮔﻮ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ .

ادامه مطلب...

داستان ضرب المثل فلک همیشه به کام یکی نمی گردد

داستان ضرب المثل

در گذشته بازرگانی ثروتمند در خانه ای بزرگ زندگی می کرد. روزی از روزها که بازرگان در حیاط خانه اش نشسته بود صدای غلام ویژه ی خود را شنید که با ناله می گفت:« قربان بدبخت شدیم؛ زیرا ساعتی پیش قسمتی در بازار آتش گرفته است و همه ی دکان هایمان سوخته اند».

ادامه مطلب...

زندگینامه دانشمند ایرانی ابوریحان بیرونی

ﺯﻧﺪﮔﯿﻨﺎﻣﻪﯼ دانشمند ‌ایرانی ﺍﺑﻮﺭﯾﺤﺎﻥ ﺑﯿﺮﻭﻧﯽ

ﺍﺑﻮﺭﯾﺤﺎﻥﻣﺤﻤﺪﺑﻦﺍﺣﻤﺪﺑﯿﺮﻭﻧﯽ‏(۴۴۰-۳۶۲ه.ق‏)، ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ، ﺩﺭ ﺭﺷﺘﻪﻫﺎﯼ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺩﺍﻧﺶ، ﺭﯾﺎﺿﯽ، ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎ، ﺯﻣﯿﻦﺷﻨﺎﺳﯽ، ﻣﺮﺩﻡﺷﻨﺎﺳﯽ، ﻓﯿﺰﯾﮏ و ﺍﺧﺘﺮﺷﻨﺎﺳﯽ، ﺳﺮﺁﻣﺪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺑﻮﺩ. اون از ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﭘﯿﺸﯿﻨﻪﯼﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﯾﮏ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻋﻠﻤﯽ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ.

ادامه مطلب...

داستان کوتاه عطار و امانت

داستان کوتاه تاریخی

در زمان عضدالدوله دیلمی مرد ناشناسى وارد بغداد شد و گردنبندى را که هزار دینار ارزش داشت در معرض فروش قرار داد ولى مشترى پیدا نشد. چون خیال مسافرت مکه را داشت، در پى یافتن مردى امینى گشت تا گردن بند را به وى بسپارد.

ادامه مطلب...