قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / سرگرمی / ضرب المثل

ضرب المثل

داستان ضرب المثل،کاربرد ضرب المثل ، فلسفه ضرب المثل،ریشه ضرب المثل،ضرب المثل ها,ضرب المثل ایرانی,معنی ضرب المثل،ضرب المثل فارسی،ضرب المثل های قدیمی

داستان ضرب المثل با زبان خوش مار را می توان از سوراخش بیرون کشید

داستان ضرب المثل

در روزگاران گذشته و در روستایی سرسبز مردمانی مهربان در کنار یکدیگر زندگی می کردند و روگار به سر می بردند. عده ای از ایشان که در صحرا با یکدیگر کار می کردند در هنگام ظهر و وقت خوردن غذا کنار هم می نشستند و هرکس با خوشی سفره ی خود را می گشود و نان و پنیر خود را می خورد و کسی را با کسی کار نبود.

ادامه مطلب...

داستان ضرب المثل فردا را کسی ندیده است

داستان ضرب المثل فردا را کسی ندیده است

سال ها پیش مردی چوپان با خانواده اش زندگی می کرد که وضع اقتصادی خوبی نداشتند. روزی از روزها همسر مرد به او گفت که پسرمان به سن درس خواندن رسیده و باید به مکتب برود تا در آینده کاره ای شود ولی مرد به او گفت که درس خواندن پول می خواهد و ما نمی توانیم از پس هزینه هایش برآییم پس بهتر است او را همراه خودم به چوپانی ببرم تا اندکی پول به دست آورد.

ادامه مطلب...

ریشه ضرب المثل بوقش را زدند

داستان ضرب المثل

در گذشته ای نه چندان دور ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩ ﯾﺎ ﺯﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺷﺐ ﺍﺯ ﺩﺍﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽﺭﻓﺖ ﺑﺎ ﺁﻫﻨﮓ ﻣﺨﺼﻮﺻﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻫﻨﮓ ﻋﺰﺍ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﮐﺮﺩ ﺑﻮﻕ ﻣﯽﺯﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺳﮑﻨﻪ ﺁﻥ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺁﮔﺎﻩ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺻﺒﺤﮕﺎﻫﺎﻥ ﺩﺭ ﺗﺸﯿﯿﻊ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﻣﺘﻮﻓﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪ .

ادامه مطلب...

داستان اینجا مگر شهر هرت است؟

داستان اینجا مگر شهر هرت است؟

دیوان بلخ کنایه از هر محضر یا مرجعی است که قضاوتش از روی منطق و عقل و در نتیجه بر اساس حق و عدالت نباشد. جمله ی «مگر اینجا شهر بلخ است؟» درست هم معنی با این عبارت است که می گویند: «مگر اینجا شهر هرت است؟» و چرا راه …

ادامه مطلب...

داستان ضرب المثل شاخ و شانه کشیدن

داستان ضرب المثل شاخ و شانه کشیدن

شنیده اید که می گویند فلانی شاخ و شانه کشید شاید باورتان نشود که معنی این ضرب المثل چیست؟این اصطلاح که در اصل “شاخ شانه کشیدن” است کنایه از تهدید و ارعاب توسط کسی است که برای تامین مقصود خود از هر کاری خودداری نکنداین اصطلاح از میان گدایان ایران وارد زبان مردم و ادبیات فارسی شده است.

ادامه مطلب...

ضرب المثل بیلش‌ را پارو کرده‌ است

ضرب المثل بیلش‌ را پارو كرده‌ است

می گویند، اگر کسی‌ چهل‌روز پشت‌ سر هم‌ جلو در خانه‌اش‌ را آب‌ و جارو کند، حضرت‌ خضر به‌ دیدنش‌ می‌آید و آرزوهایش‌ را برآورده‌ می‌کند. سی‌ و نه‌ روز بود که‌ مرد بیچاره‌ هر روز صبح‌ خیلی‌ زود از خواب‌ بیدار می‌شد و جلو در خانه‌اش‌ را آب‌ می‌پاشید …

ادامه مطلب...