قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه > سرگرمی (صفحه 5)

سرگرمی

داستان چه کسی زنگوله را به گردن گربه می اندازد؟

داستان کوتاه تاریخی

در گذشته دهقانی به همراه خانواده اش زندگی می کرد. روزی از روزها دهقان به شهر رفت و مقدار بسیار زیادی برنج و گندم و دیگر محصولات خریداری کرد و به خانه برد و در انبار گذاشت تا برای زمستان به اندازه ی کافی آذوقه داشته باشند.

ادامه مطلب...

داستان کوتاه شریک در همه چیز

داستان کوتاه آموزنده

در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آن‌ها در میان زوج‌های جوانی که در آن‌ جا حضور داشتند بسیار جلب توجه می‌کردند. بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می‌کردند و به راحتی می‌شد فکرشان را از نگاهشان خواند

ادامه مطلب...

داستان کوتاه وقتی ذهن در آرامش است

داستان کوتاه تاریخی

روزی کشاورزی متوجه شد ساعت طلای میراث خانوادگی اش را در انبار علوفه گم کرده بعد از آنکه در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودک که بیرون انبار مشغول بازی بودند کمک خواست و وعده داد هرکس آنرا پیدا کند جایزه میگیرد.

ادامه مطلب...

تست روانشناسی درباره وضعیت سلامتی

تست روانشناسی درباره وضعیت سلامتی

نعمت سلامتی از ارزش و اهمیت بسیار بالایی برای تمامی افراد برخوردار است، اما گاهی اوقات به دلیل عدم رعایت برخی نکات، ممکن است که دچار بیماری‌ در ناحیه‌های مختلف بشویم، به همین دلیل لازم است با آن‌ها آشنایی کافی داشته باشیم و برای درمان وقت تلف نکنیم.

ادامه مطلب...

داستان های سعدی برو شیر درنده باش

داستان های سعدی برو شیر درنده باش

در گذشته مردی کشاورز زندگی میکرد که هرگاه بذری می کاشت به ثمر نمی نشست و کشاورز از این رو بسیار غمگین بود. روزی از روزها کشاورز روباهی دید که یک دست ندارد و یکی از پاهایش شکسته است اما با این حال بسیار سرحال است و لاغر نبود.

ادامه مطلب...

داستان باران که در لطافت طبعش خلاف نیست

داستان کوتاه آموزنده

در روزگاران گذشته و در سرزمینی دور پادشاهی فرمانروایی می کرد که یک پسر داشت و بسیار به پسرش افتخار می کرد. پادشاه لحظه شماری می کرد تا پسرش کمی بزرگ تر شود تا به او آموزش های بسیاری بدهد و از او پادشاهی دانشمند و قدرتمند بسازد.

ادامه مطلب...

داستان ضرب المثل کره را روغن کردن

داستان ضرب المثل

ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﺑﺎﺩﯼﻫﺎﯼ ﺑﺮﻭﺟﺮﺩ ﺍﺭﺑﺎﺑﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﻇﺎﻟﻢ ﻭ ﺳﺨﺖﮔﯿﺮ. ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺣﮑﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺭﻋﯿﺖﻫﺎ ﺟﻔﺘﯽ ﺩﻭﻣﻦ ﮐﺮﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ. ﺭﻋﯿﺖﻫﺎ ﻫﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ. ﻫﺮﭼﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﭼﻪﮐﻨﻨﺪ ﻋﻘﻠﺸﺎﻥ ﺑﻪﺟﺎﯾﯽﻧﻤﯽﺭﺳﺪ.

ادامه مطلب...