قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه > بایگانی برچسب: داستان ضرب المثل (صفحه 2)

بایگانی برچسب: داستان ضرب المثل

ضرب المثل این نیز بگذرد

داستان ضرب المثل

هنگامی که وابسته نباشید، به مزایای عالی تر وابستگی نداشتن دست میابید که از آن نقطه میتوانید به رویدادهای زندگی خود بنگرید. به جای اینکه در درون آنها گیر بیفتید آنگاه شما مانند فضا نوردی میشوید که از آن بالا سیاره زمین راکه در بی کرانگی فضااحاطه شده، میبینید. وبه تناقض ذاتی این حقیقت که سیاره زمین ارزشمند ودر عین حال ناچیز است پی میبرید.

ادامه مطلب...

داستان ضرب المثل چو فردا شود فکر فردا کنیم

ﺟﻤﺎﻝ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﺍﺑﻮﺍﺳﺤﺎﻕ ﺍﯾﻨﺠﻮ ﺍﺯ ﺍﻣﯿﺮﺯﺍﺩﮔﺎﻥ ﺩﻭﻟﺖ ﭼﻨﮕﯿﺰﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪﻋﻠﺖ ﺿﻌﻒ ﺩﻭﻟﺖ ﻣﻐﻮﻝ ﻭ ﺍﻣﺮﺍﯼ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﺑﺮ ﻗﺴﻤﺖ ﺟﻨﻮﺑﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺷﺎﻩ ﺍﺑﻮﺍﺳﺤﺎﻕ ﺑﻪ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﻧﺸﺴﺖ. ﺍﺑﻮﺍﺳﺤﺎﻕ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺧﻮﺵ ﺧﻠﻖ ﻭ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﺳﯿﺮﺕ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻋﯿﺶ ﻭ ﻋﺸﺮﺕ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻣﻌﻈﻤﺎﺕ ﺍﻣﻮﺭ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﻭﻗﻌﯽ ﻧﻤﯽﻧﻬﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ادامه مطلب...

ضرب المثل با آب حمام دوست گرفتن

داستان ضرب المثل

ضرب المثل با آب حمام دوست گرفتن را درباره کسانی که به طرز سهل و ساده و بدون تحمل و رنج و زحمت در مقام جلب دوست بر آیند و بیان خوش و حسن خلق را پایه و اساس تحصیل دوست و جلب محبت قرار دهند ، به کار برده شده و می گویند " فلانی با آب حمام دوست می گیرد."

ادامه مطلب...

داستان ضرب المثل کینه شتری

داستان ضرب المثل

اگر ساربان شتر را آزار بدهند و او را عصبانی کنند، شتر کینه‌ی انتقام به دل می‌گیرد تا در زمانی مناسب از ساربان انتقام بگیرد. نکته‌ی جالب این است که شتر هر چقدر هم که خشمگین باشد این را می‌داند اگر در زمانی که ساربان‌ها دور هم جمع شده‌اند به آن‌ها حمله کند، افراد دیگر با چوب به او می‌زنند.

ادامه مطلب...

داستان ضرب المثل اهل بخیه هست

داستان ضرب المثل

اهل بخیه در فرهنگ عامه، کنایه از برخی کارهای خلاف است. به عنوان مثال، زمانی که فردی بخواهد با زبان رمز، هم منقل و هم محفل خود را به دیگری معرفی کند، می گوید: «فلانی هم اهل بخیه است» که نوعی طنز و طعنه نیز محسوب می شود.

ادامه مطلب...

داستان ضرب المثل کره را روغن کردن

داستان ضرب المثل

ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﺑﺎﺩﯼﻫﺎﯼ ﺑﺮﻭﺟﺮﺩ ﺍﺭﺑﺎﺑﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﻇﺎﻟﻢ ﻭ ﺳﺨﺖﮔﯿﺮ. ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺣﮑﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺭﻋﯿﺖﻫﺎ ﺟﻔﺘﯽ ﺩﻭﻣﻦ ﮐﺮﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ. ﺭﻋﯿﺖﻫﺎ ﻫﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ. ﻫﺮﭼﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﭼﻪﮐﻨﻨﺪ ﻋﻘﻠﺸﺎﻥ ﺑﻪﺟﺎﯾﯽﻧﻤﯽﺭﺳﺪ.

ادامه مطلب...

داستان ضرب المثل هنوز زرده را بالا نکشیده قدقد می کند

داستان ضرب المثل

در گذشته مردی جوان با مادرش زندگی می کرد. جوان هرگز به فکر زندگی و آینده اش نبود و همین امر مادر را نگران می کرد طوری که هرروز با دیدن پسرش به وی پند می داد و از او می خواست به دنبال کاری برود و درآمدی داشته باشد

ادامه مطلب...