قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه > بایگانی برچسب: ضرب المثل (صفحه 5)

بایگانی برچسب: ضرب المثل

ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﻧﺎﺩﺭ ﻫﻢ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ

داستان ضرب المثل

ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﻧﺎﺩﺭ ﻫﻢ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﻛﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ و به آن مغرور هستند ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﯽﺭﻭﺩ.ﺩﺭﺣﺪﻭﺩ ﭼﻨﺪﺻﺪﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺳﻠﺴﻠﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺍﻓﺸﺎﺭﯾﻪ ﺩﺭﺍ ﯾﺮﺍﻥ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻣﯽﻛﺮﺩﻧﺪ. ﺍﯾﻦﺳﻠﺴﻠﻪ ﻧﺎﻣﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﻨﯿﺎﻧﮕﺬﺍﺭ ﺧﻮﺩ ﻧﺎﺩﺭﺷﺎﻩﺍ ﻓﺸﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪﺑﻮﺩ ﻧﺎﺩﺭ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩﯼ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻥﺷﺮﻕﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻛﻢﻛﻢ ﺍﺯ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﻛﺸﻮﺭﮔﺸﺎﯾﯽ ﻛﺮﺩ

ادامه مطلب...

داستان ضرب المثل یک فوت و یک صبر

داستان ضرب المثل

در گذشته مردی تهی دست با خانواده اش زندگی می کرد. مرد آن قدر فقیر بود که به جز نان و مقداری ماست غذای دیگری نداشتند حتی گاهی همان را هم نداشتند و شب ها با شکم گرسنه می خوابیدند. آن ها این گونه روزگار می گذراندند تا اینکه یک روز پسر مرد تهی دست بیمار شد.

ادامه مطلب...

داستان ضرب المثل ﺩﻭ ﺯﺍﺭﻳﺶ ﻛﺞ ﺍﺳﺖ

داستان ضرب المثل

ﺳﻲﭼﻬﻞ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﻛﻪ ﻣﺨﺎﺑﺮﺍﺕ ﮔﺴﺘﺮﺩﮔﻲ ﻭ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﺍﻣﺮﻭﺯﻱ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ، ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ (ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﻭﻗﺎﺕ) ﺍﺯ ﺗﻠﻔﻦ ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻲﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ، ﺳﻜّﻪﻫﺎﻱ ﺩﻭ ﺭﻳﺎﻟﻲ، ﭘﻨﺞﺭﻳﺎﻟﻲ،ﺩﻩ ﺭﻳﺎﻟﻲ ﻭ .. ﺩﺭ ﻗﻠﻚ ﺗﻠﻔﻦ ﻣﻲﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﮔﻮﺷﻲ ﺑﻮﻕ ﺁﺯﺍﺩ ﺑﺰﻧﺪ ﻭ ﺷﺨﺺ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺷﻤﺎﺭﻩﮔﻴﺮﻱ ﻛﻨﺪ و ﺑﺎ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺑﻪ ﮔﻔﺖﻭﮔﻮ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ .

ادامه مطلب...

داستان ضرب المثل فلک همیشه به کام یکی نمی گردد

داستان ضرب المثل

در گذشته بازرگانی ثروتمند در خانه ای بزرگ زندگی می کرد. روزی از روزها که بازرگان در حیاط خانه اش نشسته بود صدای غلام ویژه ی خود را شنید که با ناله می گفت:« قربان بدبخت شدیم؛ زیرا ساعتی پیش قسمتی در بازار آتش گرفته است و همه ی دکان هایمان سوخته اند».

ادامه مطلب...

داستان ﺿﺮﺏﺍﻟﻤﺜﻞ دست بریده قدر دست بریده را می داند

داستان ضرب المثل

در گذشته مردی به همراه خانواده اش زندگی می کرد. مرد هر روز به بهانه های مختلف از زیر کار کردن در می رفت و در خانه می ماند و استراحت می کرد. او کارگری ساده بود که در دکان تاجری پادویی می کرد و از این راه پولی به دست می آورد.

ادامه مطلب...

داستان ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﺍﺯ ﮐﺮﺍﻣﺎﺕ ﺷﯿﺦ ﻣﺎ ﭼﻪ ﻋﺠﺐ ﭘﻨﺠﻪ ﺭﺍ ﮔﺰ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﻭﺟﺐ

داستان ضرب المثل

ﺍﯾﻦ ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﻓﻼﻧﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﭘﯿﺶ ﭘﺎ ﺍﻓﺘﺪﻩ ﺭﺍ ﻣﻬﻢ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ . ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻮﺩ .

ادامه مطلب...